پارت شصت و دوم :

دم عمیقی گرفتم که رایحه چوب و نعناع تا اعماق مغزم فرو رفت و انگار تازه به خود آمدم که گفتم:
_ و...ولم کن.
زمزمه‌ام کم جان و ضعیف بود و او با این‌که شنید، اما رهایم نکرد. پلک‌های خیسم روی هم افتادند و دستانم کنارم مشت شدند. این‌بار انگشتانش میان موهایم حرکت کردند.
نفس‌هایم تندتر شدند. حس می‌کردم اگر یک نفس دیگر بگیرم، اشک دوباره از چشمانم سرازیر می‌شود.
_ من همۀ حرفاتون رو ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن کایا

    0

    تارا اصلا قدر کایا رو نمیدونه کایا با احساس با تارا بی احساس؟ تارا یکم با احساس باش من جات داشتم ذوق میکردم عر میزدم که وایی کایاا تو چقد خوبی😑😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    طبیعیه با این چند پارت که تارا شده بود آهو،گریه کرده باشم جوری که با گریه هام میشه یه دریا ساخت

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    درسته که تارا توش یه یاشار میبینه ولی من معتقدم یاشار تو دنیا تکه و دیگه مثلش نیس🙂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    کایا خیلی حیفه برا تارا..ولی باعث شد تنها نباشه و سپرش شد پسر بامعرفتیه جدی

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    همزمان باهاش احساسات زیادی رو تجربه میکنم..آخ تارا💔

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    داری چیکار میکنی آوا؟میدونستی رمانت خیلی شاهکاره میدونستی داری با دستات معجزه خلق میکنی،وای این رمان خیلی تاثیر گذاشت روم

    ۲ ماه پیش
  • Aida

    0

    حس میکنم تارا کایا رو هم مثل یاشار میبینه،همونقدری که یاشار نجاتش داد کایا هم میتونه بده و همراهش باشه

    ۲ ماه پیش
  • سارینا

    0

    *** *** *** *** عالیه

    ۵ ماه پیش
  • سارینا

    1

    فقط میخاستم ببینم اون کلمه رو سانسور میکنه یانه که کرد😂🤭

    ۵ ماه پیش
  • سارینا

    0

    اعع تو *** چنل دارین؟چه خوب

    ۵ ماه پیش
  • ملکه

    0

    میشه اسم اهنگ ها هم بزاری

    ۵ ماه پیش
  • نبات

    0

    تمام آهنگا داخل چنل *** گزاشتن AVA _MOUSAVI _2004 آیدی کانال

    ۵ ماه پیش
  • نبات

    0

    داخل *** هستش

    ۵ ماه پیش
  • نبات

    0

    چرا اینطوری میشه😂 رو__بی___کا

    ۵ ماه پیش
  • Aysan

    2

    احساس میکنم کایا از شدت خوب بودن واسه تارا حیفه ، ولی شاید بتونه آدمش کنه🥲😂

    ۵ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    4

    داره با روح و روانم بازی میشهههه...اینهمه اشک داره از کجام میاااااد ؟مگه شیرفلکستتتتتتت؟😭😭😭😞🔪🤍

    ۵ ماه پیش
  • Kimia

    1

    مرسی بابت رمان خوشگلتتتتت🌾✨ دست خودم نیست مدام دوست دارم بخونمش🤷🏻

    ۵ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چشمات خوشگل میبینه💋

    ۵ ماه پیش
  • نگین

    0

    منم همین طور اگه یه پارت و چن بار پشت سر هم بخونم هم بازم برا تازگی داره

    ۵ ماه پیش
  • آیشا

    7

    خدایییی آوا از درآوردن اشک ما میخوای به چی برسی ؟؟😭😭😭😭😭😭

    ۵ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    نمیدونم واقعا😭😂

    ۵ ماه پیش
  • مژگان

    1

    آلوده به ابلیس منو گیج میکنه حین خوندنش همزمان احساسات متناقضی رو تجربه میکنم

    ۵ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چون داستان آدم‌های خاکستریه. گاهی قلب آدم باهاشون همراه میشه و گاهی مغز آدم ازشون منزجر میشه🫠

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️